تولدت مبارک ماه زمینی .... 

تا خبر ورودش به زمین رسید ستاره های خبرچین به گوش ماه رساندند . لب و لوچه ماه آویزان شد . فکر می کرد نو که به بازار آمد کهنه دل آزار می شود . همه چشم انتظار فرا رسیدن هدیه ویژه پروردگار بودند . ماه زمینی به دنیا آمد . قدم فرشته هایی که او را تا آغوش مادر بدرقه می کردند را می شد با کمی سکوت دل شنید . آرامش خاصی که در چهره اش بود ماه را هم آرام کرد . نام این نورسیده را به حرمت زینتی که در وجود داشت یاسمین نهادند . باز ماه به گل حسادت کرد . سوغاتی یاسمین از عالم سبز برای پدر و مادر ، هزاران برکت در زندگی بود . فرشته خوش قدم .

حالا سالها از ورود این گل به کره خاکیها گذشته ؛

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

سلام به دوستای گلم

امروز شدم 23 ساله ...وایییییییییییی یعنی 23 سال عمر کردم هاااااااااااا چه زود گذشت.

خب دوستای گلم میخوام واسه یه مدتی شایدم واسه همیشه ازتون خداحافظی کنم چون این روزها

 سرم شلوغه و وقته وبلاگ رو ندارم دیگه، اما اگه یه روزی سرم خلوت شد حتما میام و دوباره آپ میکنم

دلم واسه همتون تنگ میشه بهتون حتما سر میزنم...خوبی بدی دیدید حلال کنید

التماس دعا